اين همه دلتنگي ها

شعر عاشقانه

اين وبلاگ را براي كسي درست كردم كه دوسش دارم اما او مرا دوست ندارد

اين همه دلتنگي ها


سرد افتاده در آغوش خيابان بی تو
چشمم اين آينه ی بی سر و سامان بی تو
ريخت در زمزمه ام اين همه دلتنگی ها
ماند در حنجره ام اين همه طوفان بی تو
غزلی مانده به لب های ترک خورده ی من
چه کنم با غزل و دفتر و ديوان بی تو
دلم اين آينه پرداز نجابت چندی است
مانده بر خاک چنان جسم شهيدان بی تو
می روی سمت تماشای غروبی غمگين
می رسد چشم من انگار به پايان بی تو
امشب ای صبح و صدا در نفس جاری تو
دامنی داشتم از اشک، چراغان بی تو




نظرات شما عزیزان:

نام :
آدرس ایمیل:
وب سایت/بلاگ :
متن پیام:
:) :( ;) :D
;)) :X :? :P
:* =(( :O };-
:B /:) =DD :S
-) :-(( :-| :-))
نظر خصوصی

 کد را وارد نمایید:

 

 

 

عکس شما

آپلود عکس دلخواه:





+ نوشته شده در دو شنبه 7 فروردين 1391برچسب:, ساعت 23:49 توسط دل شكسته |